السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )
20
سيره معصومان ( فارسي )
مىخواستم او را اندرزى گفته باشم اما او به من پند داد . ماجرا چنين بود كه من به اطراف مدينه رفته بودم ساعت بسيار گرم مىبود . در آن هنگام با محمد بن على مواجه شدم . او هيكلمند بود و به دو نفر از غلامانش تكيه داده بود . من با خودم گفتم : يكى از شيوخ قريش در اين گرما و با اين حال در طلب دنيا كوشش مىكند . به خدا او را اندرز خواهم گفت . پس نزديك او شدم و سلامش دادم او نيز در حالى كه عرق مىريخت با گشاده رويى جوابم گفت . به وى عرض كردم : خداوند كار ترا اصلاح كناد ! يكى از شيوخ قريش در اين ساعت و با اين حال براى دنيا كوشش مىكند ! به راستى اگر مرگ فرا رسد و تو در اين حال باشى چه مىكنى ؟ او دستان خود را از غلامانش برگرفت و به خود تكيه كرد و گفت : به خدا سوگند اگر مرگ من در اين حالت فرا رسد مرگم فرا رسيده در حالى كه من به طاعتى از طاعات الهى مشغولم . در حقيقت من با اين طاعت مىخواهم خود را از تو و از ديگران بىنياز كنم . بلكه من هنگامى از مرگ باك دارم كه از راه برسد در حالى كه من مشغول به يكى از معاصى الهى باشم . محمد بن مكندر گويد : گفتم : « خدا ترا رحمت كند ! مىخواستم اندرزت گفته باشم اما تو به من اندرز دادى » . كلينى در كافى ، مانند همين روايت را از على بن ابراهيم ، از پدرش و محمد بن اسماعيل ، از فضل بن شاذان و هم او ، از ابن ابى عمير ، از عبد الرحمن بن حجاج ، از امام صادق ( ع ) نقل كردهاند . نگارنده : معناى سخن محمد بن منكدر كه گفته بود : « مىخواستم اندرزت گفته باشم ولى تو به من اندرز دادى » اين است كه وى همچون طاووس يمانى و ابراهيم ادهم و . . . از متصوفه بود و اوقات خود را به عبادت سپرى مىكرد و دست از كسب و كار شسته بود و بدين سبب خود را سربار مردم كرده بود . و بار زندگى خود را بر دوش مردم نهاده بود او مىخواست امام باقر ( ع ) را نصيحت كند كه مثلا شايسته نيست آن حضرت در آن گرماى روز به طلب دنيا برود . امام ( ع ) نيز به دو پاسخ مىدهد كه : بيرون آمدن وى براى يافتن رزق و روزى است تا احتياج خود را از مردمان ببرد كه اين خود از برترين عبادات است . اندرزى كه اين سخن براى ابن منكدر داشت اين بود كه وى در ترك كسب و كار و انداختن بار زندگيش بر دوش مردم و اشتغالش به عبادت راهى خطا در پيش گرفته است . به همين جهت بود كه ابن منكدر گفت : « مىخواستم اندرزت گفته باشم . . . » بنابر همين اصل است كه از صادقين ( ع ) دستور اشتغال به كسب و كار و نهى از افكندن بار زندگى بر دوش ديگران صادر شده است . از آنان همچنين روايت شده است كه اگر كسى